کفشهایم کو" چه کسی بود صدا زد سهراب ؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ . مادرم در خواب است

بوی هجرت می آید :بالش من پر آواز پر چلچله هاست.

باید امشب بروم . باید امشب چمدانی را که به اندازه تنهائی من جا دارد "

بردارم و به سمتی بروم.

که درختان حماسی پیداست " رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند " یک نفر باز صدا زد: سهراب ! کفشهایم کو؟

اردیبهشت ماه سالروز درگذشت پدر شهر معاصر ایران سهراب سپهری است " یادش گرامی