حادثه برودپیک زخم دیگری بر پیکر جامعه کوهنوردی
درست در چنین روزهائی لیلا اسفندیاری عضو باشگاه کوهنوردی دماوند و فاتح نانگاپاربات هنگام فرود از قله
گاشربروم (۲) جانش را از دست داد و برای همیشه در آغوش هیمالیا آرام گرفت . دلم نمی آید این عبارت را برای
این سه عزیز دوست داشتنی که از سرمایه های کوهنوردی کشور و از جوانان جویای نام محسوب می شوند به
کار ببرم .

مدام در ذهنم این موضوع را تداعی می کنم که اینها با توجه به توانائی هایشان در حال مبارزه با کوهستان برای
زنده ماندن هستند و با پیگیری سایت ها و شبکه های مختلف به دنبال این مهم هستم که انشاءالله به واقعیت
بپیوندد.
حادثه برودپیک می بایستی فارغ از هرگونه پیامد احتمالی آن توسط متولیان این رشته از زوایای مختلف واکاوی و
ریشه یابی و به افکار عمومی که جامعه کوهنوردی بخشی از آن هستند توضیح داده شود تا آنها در برنامه ریزی و
اجرای برنامه ها حساسیت لازم را به خرج دهند تا دیگر شاهد این گونه حوادث که به قیمت به خطر انداختن جان
افراد می گرددنباشیم .این روزها تحلیل ها و نظرات متفاوتی در باره حادثه برودپیک وجود دارد در این میان یک مورد
از بقیه قابل تامل تر می باشد و آن فقدان مدیریت و برنامه ریزی در اجرای برنامه بوده است که بعنوان مثال می
توان به مواردی مانند عدم به کارگیری افراد باتجربه و هیمالیانورد در ترکیب تیم صعود ُ ترکیب نا مناسب تیم
پشتیبانی ُدر مورد اخیر شاهد بودیم افرادی که در تیم پشتیبانی حضور داشتند علیرغم مستقر بودن آنها در کمپ
سوم عملا کارائی لازم را نداشته و دچار همان بیماری ارتفاع زدگی شده که در سال ۱۳۸۸شده بودند و ...