یاد و نامی از تمام سفر کرده ها
در پهنه ی دشت رهنوردی پیداست
وندر دل آن غافله گردی پیداست
فریاد زدم آخ داد ای دل
دوباره دیداری هست
در چشم ستاره اشک سردی پیداست ....
******
هر کجا رفتی پس از من
محفلی شد از تو روشن
یاد من کن ، یاد من کن
هر کجا دیدی به بزمی
عاشقی با لب گزیدن
یاد من کن ، یاد من کن
هر کجا سازی شنیدی
از دلی رازی شنیدی
شعر و آوازی شنیدی
چون شدی گرم شنیدن
وقت آه از دل کشیدن
یاد من کن ، یاد من کن
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط علی رحمانی
|